تبليغاتX
اِساره سو _ نور ِستاره - واژگان تبری

سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388

واژگان تبری

در بررسی واژه نامه بزرگ تبری که به وسیله ی گروهی از پژوهشگران مازندران به سرپرستی آقایان نصری‌اشرفی و صمدی گرد آوری شده است، تنها در قسمت واژگانی که با "با" آغاز شده اند به واژگان فراوانی برخوردم که برایم تازگی داشت.

این نشان دهنده ی غنای بالای واژگان در زبان تبری است و جای خالی فرهنگستان زبان تبری را بیش از پیش آشکار می کند. چه بسا با داشتن فرهنگستان قوی بتوانیم برای بسیاری از کلمات دخیل نیز برابری مناسب پیدا کنیم.


فارسی

tabari

تبری

بوران

baadru

بادرو

آدم پر افاده

baaduk

بادوک

ساقه گیاه گندم و جو

baazure

بازوره

خوشه کوچک و ریز

baazire

بازیره

پیروز و غالب

baash

باش

برابر و همسنگ

baash be baash

باش به باش

بچه خوک

baasher

باشر

پود پارچه

baafe

بافه

آرنج

baaleskin/aleskin

بالسکین/السکین

کوزه گلی سرپهن، غرابه شیشه ای

baanke

بانکه

پرتاب کردن، حرکت تند دست به همگام راه رفتن

baaltu

بالتو

نوشته شده توسط اسماعیل در 21:8 |  لینک ثابت   •